محمد الريشهري

141

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

مشهور به « سرداب « 1 » غيبت » است . « 2 » شمارى از منابع اهل سنّت با طرح اين اتّهام كه شيعهء اماميّه بر اين باور است كه امام مهدى عليه السلام در سرداب زندگى مىكند « 3 » و يا از آن جا غيبت كرده است « 4 » و يا از آن

--> ( 1 ) . سرداب به معناى زيرزمين است كه زير ساختمان ساخته و در مناطق گرمسيرى براى سكونت در تابستان مورد استفاده قرار مىگيرد . ( 2 ) . در سال‌هاى اخير ، ورودى اين سرداب ، از داخل صحن حرم سامرّا بوده است . در داخل سرداب سه غرفه داشت كه جايگاه نماز مردان و زنان بود و با راهروهايى به يكديگر متّصل مىشد . سمعانى و ياقوت حموى به اين سرداب اشاره كرده‌اند ؛ ولى در متون كهن شيعى ، ذكرى از سرداب نشده است . شيخ طوسى به « بيت كبير » اشاره كرده كه ظاهراً مكانى غير از منزل عسكريّين بوده است . در برخى متون ، از دهليز و بيوت و بيت مستور ، سخن به ميان آمده است كه محلّى براى اختفا و حفاظت از امامان عليهم السلام بوده است ( ر . ك : الكافى : ج 1 ص 517 ح 4 و الهداية الكبرى : ص 329 ) . در قرن چهارم و در زمان حكومت آل بويه ، سرداب به شكل فعلى ، مورد توجّه قرار گرفته است . برخى گفته‌اند : در اين مكان ، حوضى وجود داشته كه محلّ وضو گرفتن ائمه عليهم السلام بوده است . شيعيان براى تبرّك ، از خاك آن بر مىداشتند و گودى اين محل را بيشتر مىكردند . از اين رو به تدريج اين محل به شكل سرداب در آمده است . معزّ الدوله اين گودى را پر كرد و محلّى به شكل سرداب ايجاد كرد تا قداست محل ، باقى بماند . پس از آن ، ناصر عبّاسى در سال 606 هجرى و احمد خان دنبلى در سال 1202 هجرى به بازسازى اين سرداب پرداخته و آن را در كنار مسجد جامع و حرم عسكريّين ، احيا كردند . در آخرين بازسازى ، سرداب به شكل زيرزمينى بسيار وسيع در آمده است ( ر . ك : مزارات أهل البيت عليهم السلام و تاريخها و موسوعة العتبات المقدسة : ج 12 ص 140 - 141 ) . ( 3 ) . ابن اثير ( م 630 ق ) مىگويد : « و فيها ( سنة 260 ) توفّى الحسن بن على . . . و هو أحد الأئمّة الاثنى عشر علىمذهب الإماميّة و هو والد محمّد الذى يعتقدونه المنتظر بسرداب سامرّا ؛ در سال 260 قمرى ، حسن بن على - كه يكى از امامان دوازده‌گانه بر مذهب اماميّه است - ، وفات يافت . او پدر محمّد است كه شيعيان معتقدند در سرداب سامرّا در انتظار [ ظهور ] است » ( الكامل فى التاريخ : ج 4 ص 454 ) . ( 4 ) . ابن تيميّه ( م 728 ق ) مىگويد : « و المعصوم عند الرافضة الإماميّة الاثنى عشريّة : هو الذى يزعمون أنّه دخل سرداب سامرّا بعد موت أبيه الحسن بن على العسكرى ، سنة ستّين و مائتين ، و هو إلى الآن لم يعرف له خبر ، و لا وقع له أحد على عين و لا أثر ؛ [ امام ] معصوم نزد شيعيان رافضى دوازده‌امامى : او كسى است كه شيعيان ، گمان مىكنند پس از مرگ پدرش حسن بن على عسكرى در سال 260 ، وارد سرداب سامرّا شد و تا به حال از او خبرى نيست و كسى از او نشان و اثرى نديده است » ( رأس الحسين ، ابن تيميّه : ص 184 ) . ابن خلّكان ( م 681 ق ) مىگويد : « أبو القاسم محمّد بن الحسن العسكرى . . . و هو صاحب السرداب عندهم و أقاويلهم فيه كثيرة و هم ينتظرون ظهوره فى آخر الزمان من السرداب بسرّ من رأى . . . و الشيعة يقولون إنه دخل السرداب فى دار أبيه و امّه تنظر إليه فلم يعد يخرج إليها و ذلك فى سنة خمس و ستّين و مائتين و عمره يومئذ تسع سنين ؛ ابو القاسم محمّد بن حسن عسكرى . او نزد شيعيان ، صاحب سرداب است و سخنان شيعه در بارهء او فراوان است . شيعيان ، ظهور او را در آخر الزمان از سرداب سامرّا انتظار مىكشند . . . و شيعيان معتقدند كه او وارد سردابى در منزل پدرش شد ، در حالى كه مادرش به دو مىنگريست و ديگر باز نگشت و اين در سال 265 اتّفاق افتاد ، در حالى كه نُه ساله بود » ( ر . ك : وفيات الأعيان : ج 4 ص 176 ش 562 ) . ذهبى ( م 748 ق ) مىگويد : المنتظر الشريف ، أبو القاسم ، محمّد بن الحسن العسكرى . . . خاتمة الاثنى عشر سيّداً ، الذين تدعى الإماميّة عصمتهم - و لا عصمة إلّالنبىّ - و محمّد هذا هو الذى يزعمون أنّه الخلف الحجّة ، و أنّه صاحب الزمان ، و أنّه صاحب السرداب بسامرّا ، و أنّه حىّ لا يموت ، حتّى يخرج ، فيملأ الأرض عدلًا و قسطاً ، كما ملئت ظلماً وجوراً . . . قلت : و يزعمون أنّ محمّداً دخل سرداباً فى بيت أبيه ، و امّه تنظر إليه ، فلم يخرج إلى الساعة منه ، و كان ابن تسع سنين ، و قيل دون ذلك ؛ منتظر شريف ، ابو القاسم محمّد بن حسن عسكرى ، آخرين دوازده آقا ، كه شيعيان ، عصمت آنان را ادّعا مىكنند ، در حالى كه عصمت جز براى پيامبر نيست ، و او كسى است كه گمان مىكنند آخرين حجّت است ، صاحب الزمان است و صاحب سرداب سامرّاست و زنده است و نمىميرد تا قيام كند و زمين را از عدل و داد پُر سازد ، چنان كه از ظلم و جور پُر شده است . مىگويم : و آنان گمان مىكنند كه محمّد وارد سرداب خانهء پدرش شد ، در حالى كه مادرش به دو مىنگريست و تا كنون از آن سرداب بيرون نيامده است و در آن زمان ، نُه ساله بود و گفته‌اند كمتر » ( سير أعلام النبلاء : ج 13 ص 119 ح 60 ) .